السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )
123
جواهر البلاغة ( فارسى )
و القرينة على مجازية ما تقدّم هى ذكر ما يمنع ارادة المعنى الأصلى . « 1 » و قرينه بر مجاز بودن آنچه گذشت ذكر چيزى است كه مانع از ارادهء معنى اصلى مىشود . در شناخت علاقهها نبايد به آنچه در كتاب ذكر شده است بسنده كرد ، علاقههاى ديگرى نيز وجود دارد ؛ مثل : 1 - علاقهء جنس : مثل اطلاق زر و سيم بر دينار و درهم ، و آب و گل بر ساختمان ، و تخته بر تابوت . 2 - علاقهء تضاد : بدينسان كه واژهاى به جاى واژهء متضاد با آن استعمال گردد . 3 - علاقهء غلبه : و آن در مجازى است كه چيز يا وصفى بر چيز يا وصف ديگرى غلبه داده شده باشد . 4 - علاقه مشارفت و مقاربت : بدينشكل كه پيش از وقوع فعل ، فعل را وقوع يافته ذكر كنيم ؛ مثل : « فَإِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ » « 2 » يعنى « اذا أردت القرآة » . پس چون قرآن مىخوانى از شيطان مطرود به خدا پناه بر . المبحث الثالث « 3 » فى تعريف المجاز العقلى و علاقاته « 4 » المجاز العقلى هو إسناد الفعل أو ما فى معناه من اسم فاعل ، أو اسم مفعول أو مصدر إلى غير ما هو له فى الظّاهر من حال المتكلّم لعلاقة مع قرينة تمنع من أن يكون الإسناد إلى ما هو له . بحث سوم دربارهء تعريف مجاز عقلى و علاقههاى آن است .
--> ( 1 ) - خوب بود اطلاق جمع بر مفرد و ماضى بر مستقبل و . . . نيز ذكر مىشد . ( 2 ) - نحل ، 98 ( 3 ) - براى دريافت بهتر و پژوهش بيشتر دربارهء مجاز عقلى حتما به كتاب « كرانهها » ج 1 ، از صفحه 237 به بعد مراجعه فرماييد . ( 4 ) - اين مجاز عقلى ناميده شده است براى اينكه مجاز بودن آن از عقل فهميده مىشود نه از لغت ، به گونهاى كه در مجاز لغوى بود .